پیش به سوی تکامل
سلام به روی ماه شاپسر گلم 
آقا شدی که نگو و نپرس . یه پسر به تمام معنا که مامیش فداش میره .
جونم برات بگه کلماتت کم کم فعل به خودشون می گیرن و جمله میشن اما تا حدودی کتابی حرف میزنی
مث : بریم خانه مامان جان ماهی قمز (قرمز) هست بریم خونه جدید
پارک اینجاست
کلمات رو خیلی بامزه ادا میکنی مث دایی سدید (سعید) سایا (سارا )
به آتنا میگی : آنای زیبا و براش گریه میکنی و همیشه دوست داری بغلش کنی .
هروقت بهت میگم الان میرم سرکار میگی کاریها ( یعنی تو کاری هستی )
وقتی از کنار محل کارم رد میشیم زود میگی : فوشگاه مامان ( فروشگاه مامان )
چند روز پیش یه ماشین مث ماشین بابایی دیدی برگشتی به بابا گفتی : بابایی ماشین تو
تازگیا ماشینهات رو برمیداری از اینور خونه میری اونور و از اونور میای اینور گاهی اوقات هم میای میزنی به ما و میگی تصادوف و وقتی ما میگیم آی و وای . زود دستت رو میذاری کنار گوشت و میگی ایو پییس تصادوف بیا ( الو پلیس تصادف کردیم بیا )
جدیدا گیر دادی به آهنگهای عموپورنگ و حسنی و هنوز از خواب پا نشدی میگی بذار .
میری برام گل میاری بهم میدی و میگی : دوس (یعنی دوستت دارم)
هر وقت تشنه میشی میگی : آب بخوام
هر وقت میریم بازار و یه چیزی می بینی و میخوای میای با التماس میگی : ماشین بخی(بخر)
![]()
نفس مامانی دوستت دارم یه دنیا 
بوووووووووووووووووووووووس بوووووووووووووووووووووووس 


پیش به سوی تکامل
